ورف نامو ما

باد

زواله زالش آ

واتنه.  

ماهی که برف نیامد/باد-تشنگی نیم روز را/می گستراند.

 

تام تولی

گلف سنگین

." کئخ بو "

.سکوت/ با فاصله/ اوای"کف بود" کوکو

"کوکو" ازپرندگان صحرایی است،درباره این پرنده افسانه های گوناگونی درگیلان رایج است.می گویند"کوکو"دختریتیمی بوداسیردست نامادری:یکروز دختردرحال جوشاندن شیربود.شیرکف می کند،دخترازکف کمی می خورد.نامادری اورا می بیند وشروع میکند به داد وفریاد که پس به همین خاطراست که هر روز شیرکم میاید.دخترک پاک دامن که تاب وتحمل چنین تهمتی را ندارد،ازخداوند می خواهد که اورا به صورت پرنده ای دراورد تاازشرطعنه نامادری خلاص شود.دعایش مستجاب می شود وبه صورت کوکو در می اید ،برفراز درختان می نشیند ومی خواند:کئخ بو-کئخ بو ."کف بود-کف بود"